خرید بک لینک

درباره سایت

همه چی درهمه

من ی دخترم ..... وبلاگمم همه چی درهمه× اگه نظرنذاری خیلی ازدستت ناراحت میشما!!! ××××× آیامیدانید بانوشتن نظر چیزی ازشما کم نمیشه؟؟؟ آیامیدانید بانوشتن نظر پولی ازشما کم نمیشود؟ آیامیدانستید زیباترین جای وبلاگ نظر گذاشتنشه؟ آیامیدانستیدبانظرنوشتن دل نویسنده روشاد میکنین؟ آیامیدانستید بانظرنوشتن دکمه کیبردشماخراب نمیشه؟

امکانات وب

گاÙx84رÛx8c تصاÙx88Ûx8cر سÙx88سا Ùx88ب تÙx88Ùx84ز
-->-->-->

 

برچسب: نویسنده: yasna تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1393 ساعت: 0:04

 

برچسب: نویسنده: yasna تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1393 ساعت: 0:03

                                                      فال حافظ!نیت کن…………..

 

به جهنم گر غمت پایان ندارد!!به درک گر سرت سامان ندارد!!بخندم من به این دنیای فانی !!که ضایع تر از این امکان ندارد!!!

 

حافظ می خواد بگه تو خوشبخت می شی!یکم عصبانیه!!منظوری نداره!!  |:

برچسب: نویسنده: yasna تاريخ: سه شنبه 12 فروردين 1393 ساعت: 19:13

 

یـ ه وقتایـی ، یـ ه حرفـایی ، چنـان آتیـشت میـزنـ ه
کـ ه دوسـت داری فـریـاد بزنـی ،
ولـی نمیتونـیدوسـت داری اشکــ *きゃわたん* のデコメ絵文字 بریــزی ،ولـی نمیتـونـیحتی دیگـ ه نفســ کشیدنمــ بــرات سخت میشـ هتمامــ وجـودت*きゃわたん* のデコメ絵文字میشـ ه بغـضی که نمیترکـ ه ، بـ ه این میـگندرد بــی درمــون*きゃわたん* のデコメ絵文字

برچسب: نویسنده: yasna تاريخ: سه شنبه 12 فروردين 1393 ساعت: 19:08

 خوفـــــــــــــــــــــــــــــــی؟


از اینکه سرتو انداختی و اومدی به قصر من 

ممنونم

 

 

           

اینجا توی قصرم همه خل و چلن
 
البته

نبودن، من خل و چلشون کردم

ولی نگران نباش 
 
تو هم بزودی مثل اونا میشی

الــــــــــــــــــــو؟

همینجوری توی قصرم سرتو انداختی پایینو برا خودت میری

وایسا

قصرم قانون داره:


قانون اول:

 با من مثل پرنسس ها حرف نمیزنی

  باید کاملا خودمونی باهام حرف بزنی  
 

قانون دوم:

اگه نظر ندی از قصرم شوتت می کنم بیرون
     
)
به این میگن پرنسس بزن بهادر(



قانون چهارم:

 هر سوال یا نظر یا انتقادی داشتی بگو تا جوابتو بدم


قانون پنجم:

 توی نظرسنجی های وبم حتی اگه زمانش گذشته بود بازم میتونی شرکت کنی

       :cloversmfileyc:      :cloversmfileyc:


قانون ششم:

                      اگه خواستین  بلینکمتون   باید وایسین   من ببینم                             

      شمام مثل من دیوونه این تابلینکمتون  

    http://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/boumschwatioush.gif

 

            

  بگو خــــــــــــــــــــــــــــــــــــب!

http://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/fallsmiley6b.gifحالا بیا تو قصرمو ببین و خوش بذگرونhttp://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/fallsmiley6b.gif
     


تو و همه ی اینایی که  به قصرم

میانو خیلی خیلی دوست دارم خیلی زیاد


برچسب: نویسنده: yasna تاريخ: سه شنبه 12 فروردين 1393 ساعت: 19:05

 اینایی که میرن رو ریل قطار میخوابن عکس میگیرن

 

واقعا اینا نمیدونن قطار فاضلابشو کجا خالی میکنه؟


من دیگه حرفی ندارم

برچسب: نویسنده: yasna تاريخ: سه شنبه 12 فروردين 1393 ساعت: 19:00

عــــــــــه!!! کلیپس پسرونه هم اومد ... o_0دوستان ، بنده میرم اسید قرقره کنم

برچسب: نویسنده: yasna تاريخ: سه شنبه 12 فروردين 1393 ساعت: 18:57

 

ﺍﺳﺘﺎﺩ
ﺻﺪﺍﻣﻮ ﺩﺍﺭﯼ؟؟
ﺑﻪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻣﺖ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺣﺘﯽ،
ﻣﻦ....
ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﻋﻤﺖ ﮐﺎﺭﯼ...

ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﯿﻢ، ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﯽ...
ترم اولم ﻭ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﻡ
ﻧﯿﺲ ﺍﻭﻥ ﺣﺴﯽ ﮐﻪ
ﺗﻮ ﺗﺮمای دیگه ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﺴﺖ...
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺍﻭﻟﺸﻢ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ
ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺮﻣﯿﺪﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺩﺭﺱ..

ﺭﻭ ﻫﻤﻪ ﺣﻀﻮﺭﯼ ﻫﺎﻡ، ﺑﺴﺘﯽ ﭼﻄﻮﺭ ﭼﺸﺎﺗﻮ؟
ﻫﯿﺲ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﮕﻮ ﻓﻘﻂ ﺑﺒﺮ ﺻﺪﺍﺗﻮ!

ﺑﺒﯿﻦ ﭼﻪ ﺩﭘﺮﺳﻢ!
ﺑﺒﯿﻦ ﭼﻪ ﺑﯽ ﺣﺴﻢ!
ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﮐﻞ ﻭﺍﺣﺪﺍﻡ
ﺑﻪ ۴۰ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺮﺳﻦ

برچسب: نویسنده: yasna تاريخ: سه شنبه 12 فروردين 1393 ساعت: 18:56

 وای اگه من میتونشتم ذهن بقیه روبخونمو نامریی بشم چی میشد؟

 

 

 

برچسب: نویسنده: yasna تاريخ: سه شنبه 12 فروردين 1393 ساعت: 18:53

 

www.parsnaz.ir - لهجه کلاغ ها در ایران و کشورهای مختلف (طنز)
 

اردبیل : گار گار

.
.
.
.

تهران : قار قار

.
.
.
.

اصفهان : قارس قارس

.
.
.
.

شیراز : قارو قارو

.
.
.
.

ابادان : چیه کا؟!!تا حالا عقاب ندیدی؟!

.
.
.
.

یزد : قر قر

.
.
.
.

امارات : قارع قارع

.
.
.
.

اسپانیا : قارینول قارینول

.
.
.
.

ایتالیا : قارییانو قارییانو

.
.
.
.

المان : قارش قارش

.
.
.
.

فرانسه : کامینتاله قار کامینتاله قار

.
.
.
.

چین : قارچ قیرچ قونچ

.
.
.
.

روسیه : قاریوف قاریوف

.
.
.
.
.
.
.
.
.

بابا تو خیلی بیکاری!!!خجالت بکش!!!جوونای مردم دارن تحقیقات علمیشونو
در مورد سفر در زمان به دانشگاه های معتبر دنیا میفرستن
تو پیگیر صدای کلاغایی؟

برچسب: نویسنده: yasna تاريخ: سه شنبه 12 فروردين 1393 ساعت: 18:48

                                                           لـبـاسای مـارک دار

باطن آدمو نمی پوشونه

گـاو هَــم پـوستش چـرم خالصه

ذات  آدم مهمـــه.
..................

برچسب: نویسنده: yasna تاريخ: سه شنبه 12 فروردين 1393 ساعت: 18:40

 توجیه برخی گناهان

×رشوه=شیرینی!!!
×غیبت= توروشم میگم!!!
×بخل= اگه خدا میخواست بهش میداد!!!
×دروغ= مصلحتی!!!
×ربا= همه میخورن!!!
×ماهواره= شبکه های علمی!!!
×تهمت =همه میگن!!!!
×نگاه حرام =  یه نگاه حلاله!!!
×مال حرام= پیش سه هزارمیلیارد هیچیه!1!
×موسیقی حرام =آرامش اعصاب!!!
×مجلس حرام =یه شب هزار شب نمیشه!!!

برچسب: نویسنده: yasna تاريخ: سه شنبه 12 فروردين 1393 ساعت: 18:39

 محتویات مغز پسرا :

.
.
.
نه جون من برا چی اومدی پایین ؟!!!
مگه مغز دارند که محتویات داشته باشه ؟؟!!!

 .

.

.

.

.

.

پسر داشتیم روز دخترو بهش تبریک نگفتن قهر کرده رفته خونه مادرشوهرشینااااا !

 .

.

.

.

.

.

هر وقت پسرا فرق رنگ های زرشکی ، جگری ، دونه اناری ، سرخ آبی ، لاک ناخونی رو فهمیدن و به همشون نگفتن قرمز اونوقت بیان پارک دوبل خانوما رو مسخره کنن !

.

برچسب: نویسنده: yasna تاريخ: سه شنبه 12 فروردين 1393 ساعت: 18:39

 دیشب داشتم کتاب میخوندم برق رفت … یه نیم ساعتی زیر نور چراغ قوه گوشیم کتاب رو خوندم تا برق باز بیاد … این نیم ساعتو تا آخر عمرِبچم تو سرش میزنم … میگم ما زیر نور چراغ قوه به بدبختی کتاب میخوندیم … اونوخ شما اینجوری !!! :D

.

.

.

.

هیچ لذتی اندازه ی این که یه بچه ی کوچولو دستشو دراز کنه طرفت که یعنی بقلم کنی نیس و حال نمیده!!! اصن یه لذت عجیبی داره!!!  

برچسب: نویسنده: yasna تاريخ: سه شنبه 12 فروردين 1393 ساعت: 18:37

 ساعتـــــها زیر دوش به کاشی های حمام خیـــره می شوی...

 

 


غذایت را ســــرد می خوری...

 

 


ناهــــارها نصــــفه شب ، صبـــحانه را شــام...

 

 


لباسهایـــت دیگر به تو نمی آیند ، همه را قیچــــی می زنی...

 

 


ساعتها به یک آهنگ تکـــراری گوش می کنی و هیچ وقت آهــنگ را حفظ نمی شــوی

 

 

...

شبها علامت سوالــــهای فکــرت را می شـــمری تا خوابـــت ببرد...

 

 


تنهایــــی از تو آدمـــی میسازد که دیگر شبیه آدم نیــــست...

 

 


روزهای من اینگـــونه و شبهایم اصلاً نمیــــگذرد

برچسب: نویسنده: yasna تاريخ: سه شنبه 12 فروردين 1393 ساعت: 18:36

 یه داستان گریه دار واقعی

سر کلاس درس معلم پرسيد: هي بچه ها چه کسي مي دونه عشق چيه؟
هيچکس جوابي نداد همه ي کلاس يکباره ساکت شد همه به هم ديگه نگاه مي کردند ناگهان لنا يکي از بچه هاي کلاس آروم سرشو انداخت پايين در حالي که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسي حرف نزده بود بغل دستيش نيوشا موضوع رو ازش پرسيد ، بغض لنا ترکيد و شروع کرد به گريه کردن معلم اونو ديد و گفت: لنا جان تو جواب بده دخترم ، عشق چيه؟
لنا با چشماي قرمز پف کرده و با صداي گرفته گفت: عشق؟
دوباره يه نيشخند زدو گفت: عشق...


ببينم خانوم معلم شما تابحال کسي رو ديدي که بهت بگه عشق چيه؟
معلم مکث کردو جواب داد: خوب نه ولي الان 
دارم از تو مي پرسم
لنا گفت: بچه ها بذاريد يه داستاني رو از عشق براتون تعريف کنم تا عشق رو درک کنيد نه معني شفاهيشو حفظ کنيد


من شخصي رو دوست داشتم و 
دارم ، از وقتي که عاشقش شدم با خودم عهد بستم که تا وقتي که نفهميدم از من متنفره بجز اون شخص ديگه اي رو توي دلم راه ندم براي يه دختر بچه خيلي سخته که به يه چنين عهدي عمل کنه.


گريه هاي شبانه و دور از چشم بقيه به طوريکه بالشم خيس مي شد اما دوسش داشتم بيشتر از هر چيز و هر کسي حاضر بودم هر کاري براش بکنم هر کاري...
من تا مدتي پيش نمي دونستم که اونم منو دوست 
داره ولي يه مدت پيش فهميدم اون حتي قبل ازينکه من عاشقش بشم عاشقم بوده چه روزاي قشنگي بود sms بازي هاي شبانه صحبت هاي يواشکي ، ما باهم خيلي خوب بوديم عاشق هم ديگه بوديم از ته قلب همديگرو دوست داشتيم و هر کاري براي هم مي کرديم


من چند بار دستشو گرفتم يعني اون دست منو گرفت خيلي گرم بودن ، عشق يعني توي سردترين هوا با گرمي وجود يکي گرم بشي ، عشق يعني حاضر باشي همه چيزتو به خاطرش از دست بدي ، عشق يعني از هر چيزو هر کسي به خاطرش بگذري


اون زمان خانواده هاي ما زياد باهم خوب نبودن اما عشقه من بهم گفت که ديگه طاقت ن
دارم و به پدرم موضوع رو گفت


پدرم ازين موضوع خيلي ناراحت شد فکر نمي کرد توي اين مدت بين ما يه چنين احساسي پديد بياد ولي اومده بود پدرم مي خواست عشقه منو بزنه ولي من طاقت نداشتم ، نمي تونستم ببينم پدرم عشقه منو مي زنه.


رفتم جلوي دست پدرم و گفتم پدر منو بزن اونو ول کن ، خواهش مي کنم بذار بره


بعد بهش اشاره کردم که برو ، اون گفت لنا نه من نمي تونم بذارم که بجاي من تورو بزنه من با يه لگد اونو به اون طرف تر پرتاب کردم و گفتم بخاطر من برو... و اون رفت و پدرم من رو به رگبار کتک بست


عشق يعني حاضر باشي هر سختي رو بخاطر راحتيش تحمل کني


بعد از اين موضوع عشقه من رفت ما بهم قول داده بوديم که کسي رو توي زندگيمون راه نديم اون رفت و از اون به بعد هيچکس ازش خبري نداشت اون فقط يه نامه برام فرستاد که توش نوشته شده بود:

 


لناي عزيز هميشه دوستت داشتم و 
دارم ، من تا آخرين ثانيه ي عمر به عهدم وفا مي کنم ، منتظرت مي مونم ، شايد ما توي اين دنيا بهم نرسيم ولي بدون عاشقا تو اون دنيا بهم مي رسن پس من زودتر مي رمو اونجا منتظرت مي مونم


خدا نگه
دار گلکم مواظب خودت باش
دوست
دار تو(ب.ش)

 


لنا که صورتش از اشک خيس بود نگاهي به معلم کرد و گفت: خوب خانم معلم گمان مي کنم جوابم واضح بود
معلم هم که به شدت گريه مي کرد گفت: آره دخترم مي توني بشيني
لنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گريه مي کردن ناگهان در باز شد و ناظم مدرسه داخل شد و گفت: پدرو مادر لنا اومدن دنبال لنا براي مراسم ختم يکي از بستگان
لنا بلند شد و گفت: چه کسي؟
ناظم جواب داد: نمي دونم يه پسر جوان
دستهاي لنا شروع کرد به لرزيدن ، پاهاش ديگه توان ايستادن نداشت ناگهان روي زمين افتاد و ديگه هم بلند نشد
آره لناي قصه ي ما رفته بود ، رفته بود پيش عشقش ومن مطمئنم اون دوتا توي اون دنيا بهم رسيدن...
لنا هميشه اين شعرو تکرار مي کرد

 


خواهي که جهان در کف اقبال تو باشد؟ خواهان کسي باش که خواهان تو باشد 
خواهي که جهان در کف اقبال تو باشد؟ آغاز کسي باش که پايان تو باشد

 

 


بدترين شرايط زندگي ما آرزوي خيلي هاي ديگه است

برچسب: نویسنده: yasna تاريخ: سه شنبه 12 فروردين 1393 ساعت: 18:20

 ما نسل بوسه های خیابانی هستیم

نسل خابیدن با اس ام اس

نسل درد دل با غریبه های مجازی

نسل کادو های یواشکی

نسل جمله های کورش کبیر و دکتر شریعتی

نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس

نسل سوخته ،نسل من،نسل تو

یادمان باشد هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم

بین عذابهایمان مدام بگوییم

 

یادش بخیـــــر                            

برچسب: نویسنده: yasna تاريخ: سه شنبه 12 فروردين 1393 ساعت: 18:11

 آدرس بدم تشريف بياريد يه چاي دور هم بزنيم؟


قلم كاغذ دستت باشه بگم:

سر همون خيابوني كه دختراي شهرم واسه

 يه شب جاي خواب منتظر يه 
ماشين شاسي بلندن،

همون ماشيني كه حاجي با دور زدن مكه خريده واسه پسرش.

اون خيابونو مستقيم بيا ولي چشاتو ببند

باز كه باشه چشات دلت سنگ ميشه عادي ميشه واست كه 

سر چهارراه محلمون دختر نه ساله داره

 ميرقصه و پدرش داره دف ميزنه

براي هزار توماني كه تو بهش نميدي.

مستقيم بيا و هفت هشت تا دختر بچه اي كه

دستشونو به سمتت دراز كردن رو رد كن...

بيا سر يه كوچه اي يه مرد پنجاه ساله خم

شده تو سطل زباله ديديش؟

اون كوچه رو بپيچ بيا تو ميرسي به يه

خونه اي كه دختر بيست و يك ساله

واسه اينكه عاقبتش مثل دختراي سر خيابون

 اولي نشه رخت همون حاجي رو ميشوره

كه واسه پسرش ماشين شاسي بلند خريده.

نه اينكه حاجي ماشين لباسشويي نداره نه داره

ولي از شما چه پنهون حاجي دلش گيره اين دختره است.

با خدا عهد كرده تا وقتيكه يه شب با اين دختره

نخوابيده رختاشو بده اون بشوره.

رسيدي مشتي؟

بشين پاي سفره دلم...

چاي خونه ي دل من از قهوه ي اصل فرانسه هم تلخ تره...

بزن داداشم...

بزن خواهرم...

نووووش جووووووونتون...

يه چايي كه اين حرفارو نداره...

دختراي گل اگه پسر واقعا دوستون داشته

باشه بدون نيازش هم دوست داره...

مگه شيرين نياز فرهاد رو تامين كرد كه فرهاد عاشقش شد؟؟؟

خودتو درياب اينجا ساده باشي رودست خوردي.

دوست داشتنو خواهشا كثيف نكنيد.

آقا پسر گل نيازتو با حرفاي قشنگ پوچ عشق بازي تو

كت دختر نكن كه فكر كنه واقا دوستش داري...

مــــــــــــــــــــــــــــــــــرد باااااااش نه نامــــــــــــرررررررررررررد...

 

برچسب: نویسنده: yasna تاريخ: سه شنبه 12 فروردين 1393 ساعت: 17:53

 دنیای ما دخترا


ﭘﺮ ﺍﺯ ﻻﻛﺎﻱ ﺭﻧﮕﺎﺭﻧﮓ ... ﺭﮊ ﻟﺒﺎﯼ ﭘﺮﺭﻧﮓ ...
ﮔﺮﺩﻧﺒﻨﺪﺍﻱ ﻃﻼﻳﻲ ..
ﭘﺮ ﺍﺯ ﮐﻔﺸـــــــــﺎ ﻭ ﺩﺍﻣﻦ , ﺗﺎﭖ , ﺳﺎﭘﻮﺭﺕ , ﺳﺎﻗﺎﻱ
ﺭﻧﮕﻲ ﺭﻧﮕﻲ . . .
ﭘﺮ ﺍﺯ ﻗﺮﺍﺭﺍﻱ ﺩﺧﺘﺮﻭﻧﻪ . . .
ﺗﻠﻔﻨﻬﺎﻱ 2 ﺳﺎﻋﺘﻪ ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮﻉ " ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ !!!"
ﮔﺮﻳﻪ ﻛﺮﺩﻧﺎﯼ ﻳﻮﺍﺷﻜﻲ ﺯﻳﺮ ﭘﺘﻮﻫﺎﻱ ﺻﻮﺭﺗﻲ ...
ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﻳﮕﻪ ﺳﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﺮﺩﻧﺎﻱ ﻣﺨﺎﻃﺐ
ﺧﺎﺹ ...
ﺁﻫﻨﮓ ﮔﻮﺵ ﺩﺍﺩﻧﺎﻱ ﻧﺼﻒ ﺷﺒﻲ ...
ﺁﺭﺍﻳﺸﮕﺎﻩ ﺭﻓﺘﻨﺎﻱ ﻫﻮﻝ ﻫﻮﻟﻜﻲ . . .
ﭘﺮ ﺍﺯ ﻓﮑﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ " ﺣﺎﻻ ﭼﯽ ﺑﭙﻮﺷـــــﻢ ؟ !!! "
ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻧﺎﻱ ﺷﺒﻮﻧﻪ : ﺑﻬﺖ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ؟ ﻧﻪ؟
ﮔﻮﺭﺑﺎﺑﺎﺵ !
ﺩﻧﻴﺎﻱ ﻣﺎ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﭘﺮﻩ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﭘﺎﻙ ﻭ ﺭﻭﻳﺎﻫﺎﻱ
ﺩﺧﺘﺮﻭﻭﻧﻪ

 

 

برچسب: نویسنده: yasna تاريخ: سه شنبه 12 فروردين 1393 ساعت: 17:27

صفحه بندی